نامه جمعی از مسئولان و نمایندگان فعلی و ادوار، نخبگان، کارشناسان و فعالان محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری به رئیس جمهور

 جمعی از مسوولین و فعالان زیست محیطی در نامه ای […]

پایگاه خبری تحلیلی اعتدال فارس :

 جمعی از مسوولین و فعالان زیست محیطی در نامه ای به رئیس جمهور گفتند: تمامی تخصیص‌های داده شده در بالا دست وپائین دست سد زاینده‌رود در استان جهارمحال و بختیاری توسط وزارت نیرو انجام شده و قانونی بوده و کل میزان آن از ده درصد منابع آبی حوضه زاینده ­رود فراتر نمی­رود

به گزارش خبر نگار اعتدال فارس، جمعی از مسوولین و فعالان زیست محیطی همزمان باسفر ریاست جمهوری به استان چهارمحال وبختیاری بانگارش نامه ای به دکترحسن روحانی گفته اند: متأسفانه در سالهای قبل بیش از آنکه به راهکارهای کاهش مصرف و مدیریت تقاضای آب در بخشهای مختلف پرداخته شود، به سرمایه­ گذاری در امر تأمین آب توجه شده است. لذا با تغییر رویکرد مدیریتی می­توان با هزینه کمتر و بطور مؤثرتر بحران آب زاینده رود را مدیریت نمود.

در این نامه آمده است:   مسئولان استان اصفهان بهتر از همه می­دانند که تونل بهشت­آباد قابلیت اجرا ندارد و بجز هدر دادن سرمایه­های ملی و اجتماعی و تخریب محیط زیست حاصلی نخواهد داشت. به همین خاطر اجرای تونل کوگان و انتقال آب رودخانه ماربر را به عنوان جایگزین طرح انتقال آب بهشت‌آباد پیشنهاد داده اند. نکته مهم در این باره نقش حاکمیتی وزارت نیرو در مورد تعریف و انجام طرحهای توسعه آب بویژه طرحهای انتقال آب بین حوزه ای است که این موضوع از سوی مسئولین ادوار استان اصفهان نادیده گرفته شده است. لذا شایسته است بجای طرح چنین موضوعاتی در افکار عمومی که موجب مطالبات جدید نمایندگان می­شود و معلوم نیست تاچه حد این مطالبات قابلیت اجرا داشته باشد، پیگیری­های خود را در چارچوب قوانین و مقررات انجام دهند.

به گزارش خبر نگار اعتدال فارس درشهرکرد، متن کامل نامه اینچنین است:

به نام خدا

 

محضر جناب آقای دکتر حسن روحانی

ریاست محترم جمهوری اسلامی ایران ورئیس محترم شورای عالی آب کشور

سلام علیکم

نامه سرگشاده جمعی از  مسئولان ادوار استان اصفهان در مورد زاینده رود  به معاون اول جنابعالی، ادامه همان سیاست فشارهای سیاسی و لابی است که از دیرباز مدیران اصفهانی از آن به عنوان اهرم برای پیشبرد اهداف توسعه نامتوازن و ناپایدار آن استان استفاده نموده­اند. در این راه معمولأ از آمار و اطلاعات غیرواقعی و غیر مستند ولی احساس برانگیز استفاده می­شود. لذا به منظور تنویر افکارعمومی لازم دیدیم مواردی را به اطلاع جنابعالی و مردم فهیم استانهای واقع در حوضه­های زاینده رود و کارون برسانیم.

 طبق آمار سالنامه آماری کشور ۱۳۸۶ جمعیت شهر اصفهان به ترتیب در سال های ۱۳۳۵، ۱۳۴۵، ۱۳۵۵، ۱۳۶۵، ۱۳۷۰، ۱۳۷۵ و ۱۳۸۵ برابر با ۲۵۴۷۰۸، ۴۲۴۰۴۵، ۶۶۱۵۱۰، ۹۸۶۷۵۳، ۱۱۲۲۷۰۳۰، ۱۲۶۶۰۷۲و ۱۶۰۲۱۱۰ بوده است. لذا با این افزایش جمعیت، بروز کم آبی و یا به عبارتی خشکسالی اقتصادی- اجتماعی حتی در سال های با بارندگی نرمال دور از انتظار نیست.   برخلاف آنچه در نامه مسئولان ادوار استان اصفهان آمده است، نامتوازن بودن توزیع منابع آب بیش از آنکه از دیدگاه خلقت دارای اشکال باشد، به نامتوازنی توزیع جمعیت برمی­گردد که ناشی از اتخاذ سیاستهای غیر کارشناسی و صرفا مبتنی بر قدرت لابی­گری برخی مناطق بوده است و بجای اینکه  راهبرد” جمعیت را پیش آب ببریم” بنای برنامه ریزی باشد ، با تعریف و اجرای طرحهای انتقال آب بین حوزه ­ای، سیاست بردن “آب پیش جمعیت” عملیاتی شده است  و به توزیع نامتوازن جمعیت دامن زده است. ضمن اینکه اگر در کنار ارائه آمار کلی جمعیت، به آمار مهاجرت هم پرداخته شود مشخص می گردد سیل جمعیت مهاجر از استانهای خوزستان، چهارمحال و بختیاری، کهگیلویه و بویراحمد و لرستان به سمت کدام استان اتفاق افتاده و می­افتد . تجربه گذشته نشان داده با مهاجرات خودجوش کشاورزان ماهر، باتجربه و زحمت کش استانهای اصفهان و یزد به استانهای با پتانسیل بالای کشاورزی علی الخصوص استان خوزستان، ضمن ورود حجم بالایی از سرمایه و پول از این طریق به استانهای اصفهان و یزد، توسعه کشاورزی استان خوزستان نیز شتاب زیادتری گرفته است. نمونه موفق برنامه ریزی شده این مهاجرت، ایجاد یزدآباد در اطراف شهر اهواز می باشد.

  آیا تمرکز اغلب صنایع فولاد کشور ایران در استان اصفهان و علی الخصوص شهر اصفهان، به عنوان صنایع آب بر در ناحیه خشک کشور، یک افتخار است یا یک اشتباه مضحک؟ و آیا با اهداف آمایش سرزمین و  توسعه پایدار تناقض ندارد؟ توسعه بی رویه صنایع در استان اصفهان و علی الخصوص صنایع فولاد ره آوردهای زیر را برای استان اصفهان و یعضا” استانهای دیگر داشته است:

 هوای شهر اصفهان در حال حاضر به یکی از آلوده ترین شهرهای کشور تبدیل شده و ضمن تهدید سلامتی شهروندان اصفهانی، هزینه های سنگینی را به مردم  و دولت تحمیل نموده است.

  صنایع فولاد به واسطه نیاز به نیروی کار بسیار و درآمد بالا، سبب مهاجرت روزافزون جمعیت استانهای همجوار به استان اصفهان گردیده و مشکلات عدیده ای را برای استان اصفهان به وجود آورده است.

  ورود حجم عظیمی از پسابهای صنعتی به آب زاینده رود علی الخصوص فلزات سنگین، در محدوده استان اصفهان ضمن آلوده کردن آب این رودخانه، با آلوده کردن تولیدات کشاورزی امنیت غذایی ساکنان استان اصفهان و کسانی را که از این محصولات استفاده می کنند، به خطر انداخته است. شاهد این مدعا درصد بالای مبتلایان به ام اس در استان اصفهان می باشد.

     در مبحث کشاورزی و فضای سبز، مضامین متعددی از مدیریت ناصحیح در استان اصفهان دیده می شود که به طور اجمال بشرح موارد زیر می باشد:

   کشت ۱۰۶۵۱ هکتار برنج(منبع: آمارنامه کشاورزی، جلد اول محصولات زراعی، سال زراعی ۸۹-۱۳۸۸ وزارت جهاد کشاورزی، وب سایت رسمی وزارت جهاد کشاورزی) و کسب رتبه ششم در میان بیست استان تولید کننده شلتوک، شایان توجه می باشد. این جایگاه برای استانی که دارای آب و هوای خشک و نیمه خشک می باشد، نشان دهنده یکی از مضامین عدم توازن توسعه کشاورزی این استان با اصول و اهداف آمایش سرزمین و توسعه پایدار می باشد. نمونه ای از اظهارات مسئولین و مقامات علمی بقرار زیر می باشد:

   معاون آموزشی دانشکده منابع طبیعی دانشگاه صنعتی اصفهان مکانیابی ناصحیح صنایع و اراضی کشاورزی مخصوصاً کشت برنج را در حاشیه زاینده رود سبب افزایش بهره برداری بیش از اندازه از این رودخانه می داند و تأکید می کند برنج گیاهی است که جهت آبیاری به حجم زیادی از آب نیازمند است و این در حالی است که بیشترین اراضی برنج کاری شده نیز در حاشیه زاینده رود قرار دارند.(نشریه کار و کارگر،خشکسالی:خطری که زاینده رود را تهدید می کند،۲۷/۶/۸۷)

   طرفه(مدیر عامل شرکت آب منطقه ای استان اصفهان) ضمن تأیید نامناسب بودن الگوی کشت در حوزه زاینده رود می افزاید:  به طور کلی با توجه به سند ملی آب، الگوی کشت در حوزه زاینده رود باید به طرف کشت های کم مصرف تغییر کند و کشت برنج در حاشیه زاینده رود نباید انجام شود. (نشریه کار و کارگر،خشکسالی:خطری که زاینده رود را تهدید می کند،۲۷/۶/۸۷)

    متأسفانه طی یک دهه گذشته اقدامات وسیعی جهت احداث شبکه های جدید آبیاری در دشت هایی که فاقد حقابه از زاینده رود هستند (دشت برخوار، دشت مهیار، دشت جرقویه و دشت کرون) به عمل آمده بدون اینکه برای تأمین آب این شبکه ها اقدام اساسی انجام شود. در حالی که وسعت شبکه های جدیدالاحداث از وسعت اراضی حقابه دار زاینده رود اگر بیشتر نباشد، کمتر هم نیست.( اسلامی، مهدی، ۱۳۷۸، معصیت و مصیبت مشکلات اقتصادی در ارتباط با آبهای رودخانه زاینده رود، صبح امروز، ۱۲/۸/۷۸). مساحت اراضی کشاورزی تحت پوشش شبکه های جدیدالاحداث تا سال ۱۳۸۳ حدود ۱۹۸۵۰۰ هکتار می باشد. (سالمی، حمیدرضا و محمود جوان،۱۳۸۳،سیستم مدیریت،بهره برداری ،تعمیر و نگهداری شبکه های آبیاری زاینده رود اصفهان و درودزن فارس،آب و فاضلاب،شماره ۵۲).

 توسعه شدید فضای سبز علی الخصوص با پوشش چمن، گیاهی که به طور طبیعی در مناطق با میزان بارندگی بالا می روید، سبب هدررفت حجم عظیمی از آب رودخانه زاینده رود به ویژه در شهر اصفهان گردیده است.  نمونه ای از اظهار نظرهای رسمی به این موضوع به قرار زیر است:

    سلطانی همچنین توسعه بیش از اندازه فضای سبز را در کناره این رودخانه به وسیله چمن کاری غیرکارشناسی می خواند و چمن را به عنوان گیاهی بر می شمرد که علاوه بر دارا بودن تبخیر زیاد به مقادیر فراوانی از آب نیز برای آبیاری نیازمند است. .(نشریه کارگر،۲۷/۶/۸۷).

      در مدیریت آب بخش کشاورزی نیز اشکالات متعددی وجود دارد. که مضامینی از آنها بصورت مستند بقرار زیر ارائه می گردد:

  غازی و همکاران،۱۳۸۳ با بررسی وضعیت توزیع و مصرف آب در شبکه آبیاری سمت راست نکوآباد عنوان نمودند ،میزان خالص نیاز آبی گیاهان زراعی منطقه با توجه به الگوی کشت در دهه ۸۰-۷۰ حدود ۱۳۵ میلیون متر مکعب و نیاز آب ناخالص گیاهان حدود ۳۷۳ میلیون متر مکعب آب می باشد. باید دانست که متوسط برداشت آب در این دهه در امر زراعت حدود ۵۰۰ میلیون متر مکعب یعنی بالغ بر ۳۴ درصد بیش از نیاز ناخالص منطقه بوده است.

  وجود تعداد قابل توجه چاههای غیرمجاز از دیگر مضامین مدیریت ضعیف شرکت آب منطقه ای اصفهان می باشد. به طوری که در بررسی مدیریت توزیع و مصرف منابع آب در شبکه آبیاری زاینده رود(سمت راست سد انحرافی نکوآباد) تعداد چاههای حریمی غیرمجاز در منطقه مورد نظر را حتی بیش از سه برابر چاههای مجاز تشخیص داده و میانگین تخلیه سالانه این چاهها را بین۱۶ تا ۸۳ میلیون متر مکعب عنوان نموده است. ایشان در بررسی منابع آبهای زیرزمینی منطقه فوق الذکر مواردی مثل،عدم سرشماری منظم و دقیق از تعداد چاهها و کیفیت آب آنها از سوی سازمانها و نهادهای مربوطه،با توجه به وسعت کم منطقه، تراکم تعداد چاهها بسیار زیاد می باشد (حدود ۲۴ چاه در هر کیلومتر مربع) که ممکن است در آینده بر کیفیت و کمیت منابع آب زیرزمینی اثر جدی بگذارد،عدم نظارت کافی مسئولین بر حجم آب پمپاژ شده از چاهها توسط زارعین (اکثر چاهها دارای مالکیت شخصی است.)،تعداد چاههای بدون پروانه و غیرمجاز در منطقه بسیار زیاد می باشد.( غازی، ایران و همکاران، ۱۳۸۳،تحلیلی بر مدیریت توزیع و مصرف منابع آب در شبکه آبیاری زاینده رود،سپهر،شماره۵۳)

  متاسفانه در سالهای گذشته، هزینه های هنگفتی جهت احداث باغات در استان چهارمحال و بختیاری به صورت پمپاژهای منفرد جهت انتقال و اجرای سیستمهای تحت فشار  به باغداران تحمیل شده و  علی رغم تاکید وزارت نیرو مبالغی قابل توجه نیز تحت عنوان حق اشتراک از آنها کسر می گردد. این در حالی است که شرکت آب منطقه ای اصفهان می توانست  با احداث کانال ضمن تامین آب قسمت اعظم این باغات به صورت ثقلی و کاهش قابل توجه مصرف برق، از هدر رفت ذخیره های آب برای تولید برق مورد نیاز جلوگیری نماید.

    در حالی که تا سال ۱۳۸۵، با احداث و بهره برداری از سه تونل انتقال آب، در مجموع ۸۶۷ میلیون متر مکعب )بیش از آورد طبیعی رودخانه زاینده رود یعنی ۸۰۰ میلیون متر مکعب (آورد آبی به حوزه زاینده رود اضافه گردید . به محض توسعه منابع آب جدید و به دلیل عدم مدیریت جامع و مناسب آب در حوزه، مصارف آب از طریق احداث شبکه های آبیاری جدید افزایش رو به تزاید ناگهانی یافته(بیش از ۱۵۰۰ میلیون متر مکعب در سال (به نحوی که از میزان تامین آب تجاوز نموده . این افزایش در مصرف آب سبب گردیده تا حوزه تحت تنش آبی مداوم قرار گرفته و آب کمی وارد خروجی حوزه یعنی باتلاق گاو خونی شود تا حدی که در سال های اخیر این منطقه زیست محیطی کاملا خشک شده است .(سالمی، حمیدرضاحیدری، نادر، ۱۳۸۵،ارزیابی منابع و مصارف آب در حوزه زاینده رود، تحقیقات منابع آب ایران، سال دوم، شماره ۱، بهار ۱۳۸۵). شواهد نشان می دهد، انتقال آب، راهکار اساسی حل مشکلات زاینده رود نیست.

   در مورد میزان سرانه آب تجدید پذیرکه در نامه مسئولان ادوار استان اصفهان ذکر شده است، با استعلام از وزارت نیرو مشخص خواهد شد که ارقام ذکر شده خلاف واقع است بطوریکه از برآورد دست پائین برای مقادیر منابع آب در حوضه زاینده رود و ازبرآوردهای دست بالا برای مقادیر منابع آب در حوضه کارون بزرگ استفاده شده است. همین استعلام نشان خواهد داد که رقم ذکر شده به عنوان میانگین حجم آب مازاد خروجی از حوضه کارون بزرگ به خلیج فارس،تا چه حد مغرضانه و غیرواقع­بینانه ذکر شده است.

 حقابه قانونی ده‌ها هزار خانوار کشاورز شرق اصفهان امروز در صنایع سنگینی استفاده می­شود که سالها قبل مسئولان ادوار اصفهان با قدرت لابی­گری از مناطق جنوبی کشور به استان اصفهان انتقال دادند و بخش دیگر حقابه در فضای سبز و چمن کاریهای شهراصفهان و کشتزارهای غرقابی غرب اصفهان استفاده می­شود. کافیست از شهروندان اصفهانی در مورد اثرات و پیامدهای سیاستهای توسعه ­طلبانه مسئولان ادوار اصفهان  نظرسنجی شود تا مشخص شود سطح رضایتمندی مردم نسبت به آن سیاستها چگونه است.

  تمامی تخصیص‌های داده شده در بالا دست وپائین دست سد زاینده‌رود در استان جهارمحال و بختیاری توسط وزارت نیرو انجام شده و قانونی بوده و کل میزان آن از ده درصد منابع آبی حوضه زاینده­رود فراتر نمی­رود. چگونه و با کدام منطق می­توان در شرایط کنونی بحران آب زاینده­رود و خشک شدن رودخانه زاینده­رود را به این برداشتها نسبت داد؟ آیا تبلیغات گسترده بر روی این موضوع، انحراف افکار عمومی نبوده و دستاویزی نیست که مسئولان ادوار اصفهان از آن برای پنهان کردن علل اصلی خشکی زاینده­رود استفاده می­کنند؟ آیا مسئولان ادوار اصفهان نمی­دانند طرح چنین موضوعات بی پایه­ای، مناسبات اجتماعی دو استان و انسجام و وحدت ملی  را  در بخش مهمی از کشورمخدوش می­کند و زمینه­ساز مسائل ومعضلات امنیتی می­شود؟

  توسعه مراکز جمعیتی و صنعتی در حوزه زاینده رود نتیجه رویکرد مدیریتی مسئولان ادوار اصفهان  بوده و علاوه بر آنکه موجب افزایش بی­رویه آلودگی­ها، افزایش مصرف آب، تعارضات بین فرهنگی و … شده و باعث گردیده اصفهان محوریت توسعه خود که گردشگری است را از دست بدهد. نامه امروز این مسئولان ادوار اصفهان،  باز هم زیاده طلبی در بردن منابع است که به دنبال آن بازهم توسعه بیش از پیش مراکز جمعیتی و صنعتی خواهد بود و این امر با اصول آمایش سرزمین و توسعه پایدار مغایر است و بدون شک وضع زندگی مردم را در آینده بدتر از گذشته خواهد کرد

 رسیدن میزان مصرف آب شرب در حوضه زاینده روداز رقم ۵۰ به ۴۵۰ میلیون متر مکعب، به عدم مدیریت صحیح و عدم سرمایه­گذاری در بهینه سازی مصرف آب شرب در سطح حوزه برمی­گردد و در صورت بهینه سازی مصرف آب براساس استاندارد آب و آبفا، این رقم به ۳۰۰ میلیون مترمکعب کاهش خواهد یافت. مسئولان ادوار اصفهان پاسخگوی این کوتاهی­های مدیریت باشند.

 اینکه استان کم­آبی مثل استان اصفهان تولید ۷۰ درصد فولاد کشور، تولید بخش عمده ای ازمحصولات پتروشیمی و نفتی کشور و تولید ۱۲ درصد برق کشور را انجام می­دهد با کدام اصول آمایش سرزمین همخوانی دارد؟ بالیدن به این آمار که مسبب آلودگیهای زیست­محیطی بالا، افزایش مصرف آب و شیوع بیماریهای خاص و ناعلاج است،با کدام استدلال قابل توجیه است؟ آیا استان اصفهان دارای این ظرفیت اکولوژیک خواهد بود؟

آیا مسئولان ادوار اصفهان از تعداد چاههای غیرمجاز حفر شده در حوزه زاینده رود (که تا حدود ۱۵ هزار حلقه چاه گزارش شده است) خبر دارند؟ اگر اینگونه بود یقینأ افت آبهای زیرزمینی و فرونشست زمین را تنها به قطع شدن جریان آب رودخانه زاینده‌رود نسبت نمی­دادند.

ظاهرأ مسئولان ادوار اصفهان از تشکیل مدیریت یکپارچه زاینده­رود توسط وزارت نیرو بی اطلاع هستند که همچنان مصوبه قانونی تبدیل شرکت‌های آب منطقه‌ ای به شرکت‌های آب منطقه‌ای مستقل استانی را زیرسؤال می­برند. در صورتیکه ایشان به مصوبه قانونی مجلس شورای اسلامی اعتراض دارند بهتر است بجای تشویش اذهان عمومی نسبت به عملکرد مجلس شورای اسلامی، از مبادی قانونی خواسته­های خود را پیگیری کنند.

حل مشکل کم ­آبی زاینده­ رود از وظایف دولت است و دولت تدبیر و امید راه کارشناسی و قانون­مداری را که همواره مورد تأکید مقام معظم رهبری بوده است، برای رفع این مشکل انتخاب کرده و مدیریت یکپارچه حوزه زاینده ­رود به عنوان پیش نیاز اصلی تشکیل شده است. لذا در این برهه زمانی حساس برخورد احساسی و تمسک جستن به ابزارهای غیرکارشناسی نه تنها کمکی به رفع مشکلات زاینده­رود نمی­کند، بلکه با برانگیختن احساسات مردمی، مانع از اجرای برنامه­های مدیریتی می­شود و از مسئولان ادوار اصفهان انتظار می­ رود در چنین شرایطی فضای جامعه را برای همدلی و همکاری مردم آرام نگه دارند.

با آنکه ادعا می­شود ۱۲ سال است مطالعات تونل بهشت‌آباد توسط مشاوران معتبر داخلی و خارجی در دست انجام است ولی در این مطالعات اشتباهات استراتژیک  زیادی اتفاق افتاده است، از جمله اشتباه در برآورد میزان آب قابل انتقال که در ابتدا بیش از یک میلیارد مترمکعب در نظر گرفته شده بود ولی وزارت نیرو مشخص کرد حداکثر ۵۸۰ میلیون مترمکعب آب برای انتقال وجود دارد و البته در شرایط خشکسالی، آب قابل انتقال به کمتر از ۳۰۰ میلیون مترمکعب در سال کاهش خواهد یافت. همچنین علیرغم تجارب حفر تونل سوم کوهرنگ بویژه در بازه­های برخورد با گسلها و مناطق کارستیک که چالش­برانگیز بوده، هزینه­هارا تا ۸ برابر و زمان اجرای طرح را تا ۴ برابر افزایش داده و مسائل عدیده اجتماعی و زیست­محیطی بواسطه خشک شدن چشمه­ها بوجود آورده است، متأسفانه مشاور اشتباه استراتژیک در انتخاب روش انتقال آب (تونل ۶۵ کیلومتری بهشت­آباد) مرتکب شده چراکه این تونل در شرایط به مراتب سخت­تر زمین­شناسی و از مناطق با تمرکز بیشتر جمعیت عبور خواهد کرد و زمان اجرای آن به بیش از ۴ دهه به­طول خواهد انجامید وپیامدهای منفی اجتماعی ،زیست محیطی ، فنی واقتصادی وحتی سیاسی به دنبال خواهد داشت .

با توجه به اینکه در سالهای اخیر خروجی آب رودخانه کارون در انتهای زیرحوزه بهشت آباد بسیار اندک می باشد، بنظر می رسد، تنها منبع تامین کننده آب سد بهشت آباد، رودخانه زیرحوزه کوهرنگ کارون باشد. و این در حالی است که با راه اندازی تونل سوم، و در مجموع با احتساب سه تونل انتقال آب کوهرنگ، حدود ۸۰۰ میلیون متر مکعب از زیرحوزه کوهرنگ کارون به کوهرنگ زاینده رود انتقال می یابد. با این تفاضیل آیا در انتهای زیرحوزه کوهرنگ کارون، آبی برای انتقال باقی خواهد ماند؟

گسترش دامنه بحران آب به غرب اصفهان به عدم مدیریت صحیح شبکه­های آبیاری این منطقه برمی­گردد.  لذا اگر از برداشت های غیر مجاز در مسیر کانالهای آبیاری غرب اصفهان ممانعت شود ، بحران بوجود آمده مدیریت خواهد شد.

 متأسفانه در سالهای قبل بیش از آنکه به راهکارهای کاهش مصرف و مدیریت تقاضای آب در بخشهای مختلف پرداخته شود، به سرمایه­گذاری در امر تأمین آب توجه شده است. لذا با تغییر رویکرد مدیریتی می­توان با هزینه کمتر و بطور مؤثرتر بحران آب زاینده رود را مدیریت نمود.

 مسئولان استان اصفهان بهتر از همه می­دانند که تونل بهشت­آباد قابلیت اجرا ندارد و بجز هدر دادن سرمایه­های ملی و اجتماعی و تخریب محیط زیست حاصلی نخواهد داشت. به همین خاطر اجرای تونل کوگان و انتقال آب رودخانه ماربر را به عنوان جایگزین طرح انتقال آب بهشت‌آباد پیشنهاد داده اند. نکته مهم در این باره نقش حاکمیتی وزارت نیرو در مورد تعریف و انجام طرحهای توسعه آب بویژه طرحهای انتقال آب بین حوزه ای است که این موضوع از سوی مسئولین ادوار استان اصفهان نادیده گرفته شده است. لذا شایسته است بجای طرح چنین موضوعاتی در افکار عمومی که موجب مطالبات جدید نمایندگان می­شود و معلوم نیست تاچه حد این مطالبات قابلیت اجرا داشته باشد، پیگیری­های خود را در چارچوب قوانین و مقررات انجام دهند.

 قسمت عمده برداشت آب استان چهارمحال و بختیاری در حوزه زاینده رود مربوط به کشت باغات بادام می باشد که گیاهی با نیاز آبی پایین و مناسب برای مناطق خشک و نیمه خشک می باشد. روش آبیاری این باغات اکثرا” آبیاری قطره ای بوده و حداقل مصرف آب را به همراه دارد. ضمن آنکه بررسی آمار دبی ایستگاههای هیدرومتری قبل و بعد از برداشتهای آب استان چهارمحال و بختیاری نشان می دهد بعلت بافت سبک خاک منطقه مذکور(شن و سیلت)، اکثر آب برداشت شده مجددا” به رودخانه برگشته و نام زاینده رود نیز نشان دهنده همین خصوصیت می باشد.

در مورد حوزه کارون نیز ذکر موارد و مشکلات زیر ضروری بنظر می رسد:

  میزان آب مورد نیاز استان خوزستان با توجه به ۳/۲ میلیون هکتار زمین های قابل کشت تنها برای یکبار کشت در سال ۳۶۸۰۰ میلیون متر مکعب است. برآوردهای وزرات نیرو در برنامه افق ۱۴۰۰ نیاز شرب، بهداشت و صنعت و آبزی پروری حدود ۳۰۰۰ میلیون مترمکعب است. ۷۰۰۰ میلیون مترمکعب آب مورد نیاز زیست محیطی رودخانه ها و تالاب ها است بنابر این جمع نیاز آبی استان خوزستان برابر با ۴۶٫۸ میلیارد مترمکعب خواهد بود .( گفتگو، زینب فدایی و مهدی قمشی، تبعات انتقال آب از سرشاخه رود کارون را جدی بگیریم، نشریه روزان مورخ ۸۷/۹/۲۰)

  خشکسالی:هم اکنون ۷۰ درصد از وسعت استان چهارمحال و بختیاری با خشکسالی مواجه شده است و بسیاری از روستاهای آن از آب شرب بهداشتی محرومند. (مقاله فاطمه مرادوند، تشنگی ده ها روستا در سرچشمه های کارون، نشریه جام جم، ۹۰/۵/۱۹) بر اساس آمار و اطلاعات ،آبدهی منابع آب شرب کل روستاهای استان چهارمحال و بختیاری ۴۱ درصد کاهش یافته و در خشکسالی اخیر حدود ۲۰۰ روستا با تانکر آبرسانی می‌شود.افت شدید آبهای زیرزمینی سبب شده  چهار دشت شهرکرد، بروجن ـ فرادنبه، سفید دشت و جوانمردی را دشت‌های ممنوعه اعلام شود. بقیه دشت‌های آزاد این استان نیز به علت برداشت بی‌رویه منابع آب‌های زیرزمینی و عدم استفاده صحیح در آستانه وقوع بحران و ممنوعیت قرار دارند (مقاله فاطمه مرادوند، تشنگی ده ها روستا در سرچشمه های کارون، نشریه جام جم، ۱۹/۵/۹۰)

  از بین رفتن تالاب های محدوده حوزه کارون در اثر برداشت بیش از حد از منابع آب زیرزمینی

  متاسفانه درباره میزان آب کارون در خوزستان ، سهم خودپالایندگی کارون را در نظر نمی‌گیریند و این سهم محیط زیستی کارون است که باید به عنوان سهم آب شیرین وارد خلیج فارس شود و حداقل آن در مقطع ورودی رودخانه به خلیج فارس باید ۱۵۰ مترمکعب بر ثانیه باشد..(مقاله مرجان حاجی رحیمی، حال کارون خوب نیست: پیشروی آب خلیج فارس کارون را شور کرد، نشریه آرمان، ۱۸/۴/۹۱)

  معاون محیط طبیعی سازمان حفاظت محیط‌زیست استان خوزستان : نیمی از آب رودخانه کارون فاضلاب است و این مسأله باعث ایجاد وضعیت نامناسبی در منطقه شده است. وی چندی پیش با بیان اینکه میزان آب عبوری در رودخانه کارون ۸۰ تا ۹۰ مترمکعب در ثانیه است، می گوید نصف این آب، فاضلاب است؛ در واقع بین ۴۰ تا ۵۰ مترمکعب فاضلاب به کارون وارد می‌شود.(مقاله مهدی زرین نام، کارون و رنجی که می برد، نشریه وطن امروز، ۸۸/۶/۲۲)

  آمارهای بانک جهانی نشان می دهند که روزانه ۷/۱۵۱ میلیون مترمکعب فاضلاب و پسماند وارد رودخانه های کارون و دز می شود که این آلودگی ها مربوط به شهرهای مجاور به این رودخانه است.(مقاله طفلکی کارون، طفلکی دز، ورود ۱۵۰ میلیون مترمکعب فاضلاب، نشریه اعتماد، ۸۴/۱۰/۸)

 انقراض گونه های جانوری در اثر آلودگی: اکوسیستم گیاهی و جانوری رودخانه کارون به دلیل آلودگی بیش از حد این رودخانه در حال نابودی است و برخی گونه های جانوری مانند گربه ماهی که در گذشته به میزان فراوان در این رودخانه وجود داشت، در حال انقراض هستندو به دلیل آلودگی رودخانه، بسیاری از پرندگانی که در گذشته به حاشیه این رودخانه مهاجرت می کردند، یا از بین می روند یا دیگر به حاشیه رودخانه کارون نمی آیند.(مقاله حمیده سادات هاشمی، کم کردن عرض رودخانه تهدیدی جدی، نشریه جام جم، ۸۸/۶/۱)

  به دنبال بروز خشکسالی در ۲ سال متوالی در استان خوزستان و بی‌توجهی چندین ساله درباره لایروبی این رودخانه، جزیره‌هایی از دل آن سر برآورده است که بی‌شک ادامه چنین اتفاقی باعث نابودی کامل رودخانه خواهد شد. این جزیره‌ها به شکل خطرناک و نگران‌کننده‌ای در حال افزایش و گسترش هستند(مقاله مهدی زرین نام، کارون و رنجی که می برد، نشریه وطن امروز، ۸۸/۶/۲۲)

در آخر ذکر این نکته ضروری است که دغدغه های دوستداران طبیعت، محیط زیست و منابع طبیعی تابع مرزهای سیاسی، قومی، فرهنگی، مذهبی و زبانی نبوده و وظیفه خود می دانند تا در مقابل هر اقدام مخرب ، نه تنها در کشور بلکه در سطح جهان مقاومت و نسبت به تنویر افکار عمومی اقدام نمایند. دلیل این مدعا مخالفت های وسیع مراکز علمی استان اصفهان با وضعیت موجود مدیریت آب رودخانه زاینده رود می باشد. باور کنیم خشک شدن زاینده رود و بی فروغی مراکز باستانی استان اصفهان، خشک شدن چشمه سارهای طبیعی استان چهارمحال و بختیاری و از بین رفتن تالابها ، عدم توجه به توسعه کشاورزی در استان خوزستان و هزاران مساله دیگر به نفع مردم هیچکدام از استانهای حوزه های آبخیز کارون، زاینده رود و دز نمی باشد.  طبیعی است تداوم اقدامات نابخردانه برخی مسئولین و دستگاهها، نابودی کل کشور را به همراه خواهد داشت. اجرای پروژه های انتقال آب بهشت آباد و گلاب ۲، رودخانه های کارون و زاینده رود را به همان سرنوشتی دچار خواهد کرد که قبل از این دریاچه ارومیه به آن دچار شد.

امضاء: جمعی از مسئولان و نمایندگان فعلی و ادوار، نخبگان، کارشناسان و فعالان محیط زیست استان چهارمحال و بختیاری

خبر از سجاد درخشان

کلیدواژه ها:

ثبت نظر »

۱) پایگاه خبری تحلیلی اعتدال فارس، نظراتی که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد.
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد.
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید.
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

کلیه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
Copyright © 2013 Etedal. All rights reserved
طراحی و اجرا: ایده پردازان