زیبا کلام: انتخابات مجلس دهم بزنگاه حمایت بدنه اجتماعی دولت است/ بدنه اجتماعی روحانی به او اجازه رفتارهای پوپولیستی نمی‌دهد

زيباكلام، معتقد است روحاني در اين مدت ناچار بوده تا بيشترين توجه خود را معطوف به حل مشكلات اقتصادي كند و از اين نظر بدنه اجتماعي او، اين درك را دارد كه تحقق نيافتن برخي مطالبات اجتماعي و سياسي بيش از آنكه متوجه دولت باشد، معلول مقاومت ديگر دستگاه‌هايي است كه دولت در آنها نقشي ندارد.

پایگاه خبری تحلیلی اعتدال فارس :

بازشدن فضای فعالیت برای جامعه مدنی اما اگر با میانجی نهادهایی قانونمند صورت نگیرد و دولت (نهاد مدعی انحصار اعمال زور مشروع در قلمروی معین) نتواند مهم‌ترین کارویژه‌اش یعنی برقراری نظم را به انجام رساند به وضعیت‌های هرج و مرج و آشوب مثل دوره‌های بعد از مشروطه (۱۲۹۹- ۱۲۹۰) و دهه ۱۳۲۰ در ایران یا جمهوری وایمار در آلمان در نیمه اول سده بیستم منجر می‌شود و شیرازه هم بسته «دولت- ملت» از دست می‌رود.
روحانی اگر نتواند کشور را از باتلاق هسته‌یی نجات دهد آینده‌یی ندارد
ارتباط مستقیم دولت با جامعه گرفتن راه و روش پوپولیستی است
تحقق برخی مطالبات سیاسی در اختیار دولت نیست
روحانی به دنبال روش‌های پوپولیستی نیست
روحانی در ارتباط گرفتن با جامعه چندان موفق نبوده است
دولت باید برای ارتباط با جامعه از طریق احزاب و نهادهای مدنی اقدام کند
اگر همین امروز انتخابات برگزار شود همه کسانی که به روحانی رای داده‌اند مجددا به او رای خواهند داد
دولت‌های مدرن، برای تحقق برنامه‌ها و اهداف خود ناگزیر از توجه به جامعه مدنی و ایجاد و حفظ بدنه اجتماعی برای خود هستند تا در سایه آن بتوانند راهبردهای کوتاه‌مدت و بلندمدت خود را دنبال کنند. موفقیت یا شکست هر دولتی، ارتباط معناداری با میزان رضایت و همراهی بدنه اجتماعی‌اش دارد. این همراهی زمانی بیشتر خودش را نشان می‌دهد که رقابت‌های سیاسی در میان جناح‌های مختلف تلاش برای حذف یا تضعیف یک دولت را در دستور کار قرار می‌دهد. دولت یازدهم نیز از این قضیه مستثنی نیست و در مسیر تحقق سیاست‌هایش به همراهی بدنه اجتماعی منتسب به خود نیازمند است. این مساله را که روحانی چقدر در این مسیر توفیق دارد که بتواند پایگاه اجتماعی‌اش را حفظ کند، در گفت‌وگو با صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران به بحث گذاشتیم. زیباکلام، معتقد است روحانی در این مدت ناچار بوده تا بیشترین توجه خود را معطوف به حل مشکلات اقتصادی کند و از این نظر بدنه اجتماعی او، این درک را دارد که تحقق نیافتن برخی مطالبات اجتماعی و سیاسی بیش از آنکه متوجه دولت باشد، معلول مقاومت دیگر دستگاه‌هایی است که دولت در آنها نقشی ندارد.
دولت‌ها چگونه می‌توانند از بدنه اجتماعی خودشان استفاده کنند؟
همراه کردن بدنه اجتماعی توسط دولت‌ها در مجموع به دو طریق صورت می‌گیرد؛ یکی راه و روش‌های پوپولیستی است که دولت‌ها سعی می‌کنند با برخی شعارهای آرمانی، توجه و حمایت اقشار و لایه‌های طرفدار را جلب کند.
راه و روش دوم این است که در حقیقت دولت به خواسته‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنها توجه کند و سعی داشته باشد در جهت آن خواسته‌ها، گام بردارد و از این طریق بدنه اجتماعی را با خود همراه سازد.
البته ممکن است که همان راه اول در قالب مقولات دوم تجلی پیدا کند.
ببینید، برخی حکومت‌ها و برخی چهره‌های سیاسی سعی می‌کنند از راه و روش‌های پوپولیستی بهره ببرند تا طرفداران خود را حفظ کنند. البته به این معنی نیست که آنها تلاش نمی‌کنند تا برای خواسته‌هایشان کاری انجام ندهند، اتفاقا در راستای خواسته‌های آنها هم گام بر می‌دارند اما تاکیدشان بر این است که توده‌ها را از طریق شعار و سخنرانی‌های تهییج‌کننده و پیدا کردن هدف اجتماعی، سیاسی، به این باور برسانند که هدف اصلی از دولت ما، تلاش در جهت تحقق آن آرمان است.
در دولت یازدهم چطور؟ چقدر در حفظ بدنه اجتماعی موفق بوده است؟
بدنه اجتماعی آقای روحانی، عمدتا از اقشار و لایه‌های اصلاح‌طلب جامعه برآمده است. به این معنا که بخش قابل‌توجهی از آن ۱۹ میلیون که به روحانی رای دادند، اقشار و لایه‌های تحصیلکرده جامعه هستند، بنابراین نگه‌داشتن این اقشار و در واقع طبقه متوسط با راه و روش پوپولیستی همخوانی ندارد یعنی شاید تا مدتی بتوان اقشار تحصیلکرده را از طریق شعارهای پوپولیستی و ایجاد اهداف آرمان‌گرایانه همراهی کرد اما در بلندمدت این روش جواب نمی‌دهد. آقای روحانی به دنبال راه و روش پوپولیستی نیست. حتی اگر فرض بگیریم که دولت یازدهم می‌خواست رویکرد پوپولیستی داشته باشد، بدنه اجتماعی‌اش اجازه چنین فرآیندی را نمی‌دهد و از آن رویگردان می‌شود.
بنابراین راهکار دولت در راستای روش دوم یعنی تحقق مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خواهد بود.
قطعا این گونه است. علاوه بر آنکه آقای روحانی خودش علاقه‌یی به راه و روش پوپولیستی ندارد، نکته دیگر این است که ایشان عملا در جهتی گام برمی‌دارد که بتواند طرفدارانش را در نتیجه اقداماتی حفظ کند که این اقدامات در مرحله نخست اقتصادی است و بعد به مباحث سیاسی و اجتماعی خواهد پرداخت.
بنابراین شما هم معتقدید که اولویت دولت در گام نخست مساله اقتصادی است؟
بله این گونه است و راه رسیدن به آن از رهگذر حل مساله هسته‌یی می‌گذرد و به همین دلیل است که دولت یازدهم تلاش زیادی در جهت مذاکرات هسته‌یی دارد.
همین مساله شاید پاشنه آشیل دولت باشد، برخی معتقدند که توجه بیش از اندازه دولت به مساله هسته‌یی و در واقع مساله اقتصاد در سطح کلان، باعث شده که مباحث اجتماعی و سیاسی مورد غفلت قرار بگیرد و بخشی از بدنه اجتماعی سرخورده شوند؟
مشکل اینجاست که آقای روحانی چاره دیگری نداشته است. من معتقدم اگر ایشان نتواند کشور را از باتلاق هسته‌یی نجات دهد، نمی‌توان آینده‌یی برای دولت یازدهم متصور شد. در واقع اگر مساله هسته‌یی حل نشود، در عرصه اقتصادی عملا نمی‌تواند گام چندانی برداشت و زمانی که در عرصه اقتصادی نتواند توفیقی داشته باشد به نظر من در زمینه سیاسی و اجتماعی هم خیلی نمی‌تواند به موفقیت برسد.
با توجه به عرصه سیاسی کشورمان در حال حاضر، فکر می‌کنید این بدنه اجتماعی در چه بزنگاهی می‌تواند در راستای حمایت از دولت ورود پیدا کند؟
به نظر من عمده‌ترین بزنگاهی که دولت می‌تواند روی بدنه اجتماعی‌اش حساب کند در انتخابات مجلس در سال آینده است. من معتقدم ائتلاف گسترده اصلاح‌طلبان و طرفداران دولت برای پیروزی آقای روحانی سرنوشت‌ساز خواهد بود بنابراین ما شاهد خواهیم بود که سال آینده آزمونی حسابی برای دولت یازدهم به وجود می‌آید.
آزمونی برای سنجش وزن بدنه اجتماعی؟
دقیقا.
اما برخی معتقدند که پیروزی دولت، پیروزی گفتمانی نبود بلکه صرفا یک پیروزی سیاسی بود که در نتیجه سیاست‌ورزی روحانی به دست آمد؟
من این مساله را قبول ندارم. پیروزی آقای روحانی در گام اول به دلیل حمایت قاطع رهبری اصلاح‌طلبان از ایشان بود. آقای هاشمی‌رفسنجانی و آقای خاتمی و بسیاری از چهره‌های سرشناس اصلاح‌طلب از ایشان حمایت کردند. مساله دیگر آن بود که سوءمدیریت اصولگرایان در هشت سال گذشته باعث شد که مردم به دنبال رویکرد جدیدی باشند؛ بنابراین این گونه نیست که آقای روحانی تصادفی رییس‌جمهور شده است.
منظور من این است که جریانات اجتماعی باعث پیروزی ایشان شدند. به عنوان مثال بسیاری از کسانی که به آقای روحانی رای دادند کسانی بودند که اصلا قصد شرکت در انتخابات نداشتند، اما در دو سه روز آخر به دلیل نوع رفتار با آقای رفسنجانی و برخی اصلاح‌طلبان چرخش تصمیم‌گیری داشتند و در عین حال حمایت چهره‌های سرشناس از آقای روحانی، همچنین کناره‌گیری غیرمستقیم آقای عارف به نفع روحانی باعث پیروزی شد.
شما گفتمان غالب در این دولت را چه می‌دانید؟
گفتمان غالب در این دولت، تحقق خواسته‌های سیاسی، اجتماعی و در واقع خواسته‌های مدنی است؛ اما برای رسیدن به خواسته‌های سیاسی و اجتماعی، ایشان لاجرم باید گام‌های بلندی را در زمینه اقتصادی بردارد.
در مقابل برخی مطالبات ارزشی هم در کنار مطالبات اقتصادی و سیاسی مطرح می‌شود، مواجهه دولت با این خواسته‌ها چگونه باید باشد؟
به نظر من در میان بدنه اجتماعی آقای روحانی مطالبات ارزشی جایگاهی ندارد. این مطالبات بیشتر ساخته‌ و پرداخته تبلیغات اصولگرا است.
با این حال این مطالبات زیاد مطرح می‌شود.
علتش این است که با وجود آنکه اصولگرایان، به ویژه طیف تندروی آنها در اقلیت هستند اما اکثر رسانه‌های اصلی کشور را در اختیار دارند، بنابراین خواسته‌های آنها، مثل تفکیک جنسیتی یا مساله حجاب و فرهنگ به گونه‌یی بازتاب می‌یابد که گویی خواسته اکثریت جامعه است، در حالی که این مسائل از سوی اقلیت
اصولگرا –?تاکید می‌کنم نه همه اصولگرایان بلکه تندروها- مطرح است.
در این یک سال، دولت یازدهم در مواجهه با بدنه اجتماعی‌اش چه خطاهایی داشت؟
نمی‌توان گفت که خطاهای فاحشی داشت.
اما شاید برخی انتظارات این بدنه برآورده نشده باشد؟
درست است که بسیاری از انتظارات سیاسی بدنه اجتماعی دولت یازدهم برآورده نشده است اما می‌توان تا حدودی گفت که آن بدنه اجتماعی می‌تواند درک کند که برآورده نشدن خواسته‌های سیاسی‌اش بیش از آنکه متوجه آقای روحانی باشد، سایر قوا هستند که به‌شدت در برابر تحقق آنها مقاومت می‌کنند.
فکر می‌کنید دولت در زمینه ارتباط با جامعه موفق بود؟ چه ساز و کاری برای آن در نظر گرفته است؟
به نظر من دولت از این نظر خیلی موفق نبوده است. چون آقای روحانی هنوز نتوانسته است، دیالوگی با مطبوعات مستقل، روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب برقرار کند.
در واقع شما رسانه‌ها را میانجی ارتباط با جامعه می‌دانید و دولت در این زمینه نتوانسته موفق باشد؟
بله، من مدلی از جامعه مدنی را در نظر می‌گیرم. دولت اگر بخواهد به طور مستقیم با جامعه ارتباط بگیرد، راه و روشی پوپولیستی است. در واقع دولت باید از طریق رسانه‌ها، احزاب و تشکل‌های سیاسی و نهادهای مردمی با جامعه ارتباط بگیرد که هنوز در این زمینه چندان موفق نبوده است.
با این رویکرد آیا توانسته است، اعتماد بدنه اجتماعی‌اش را جلب کند؟
من معتقدم اگر همین امروز انتخابات برگزار شود، تمام کسانی که به آقای روحانی رای دادند همچنان به ایشان رای می‌دهند.
بازشدن فضای فعالیت برای جامعه مدنی اما اگر با میانجی نهادهایی قانونمند صورت نگیرد و دولت (نهاد مدعی انحصار اعمال زور مشروع در قلمروی معین) نتواند مهم‌ترین کارویژه‌اش یعنی برقراری نظم را به انجام رساند به وضعیت‌های هرج و مرج و آشوب مثل دوره‌های بعد از مشروطه (۱۲۹۹- ۱۲۹۰) و دهه ۱۳۲۰ در ایران یا جمهوری وایمار در آلمان در نیمه اول سده بیستم منجر می‌شود و شیرازه هم بسته «دولت- ملت» از دست می‌رود.
روحانی اگر نتواند کشور را از باتلاق هسته‌یی نجات دهد آینده‌یی ندارد
ارتباط مستقیم دولت با جامعه گرفتن راه و روش پوپولیستی است
تحقق برخی مطالبات سیاسی در اختیار دولت نیست
روحانی به دنبال روش‌های پوپولیستی نیست
روحانی در ارتباط گرفتن با جامعه چندان موفق نبوده است
دولت باید برای ارتباط با جامعه از طریق احزاب و نهادهای مدنی اقدام کند
اگر همین امروز انتخابات برگزار شود همه کسانی که به روحانی رای داده‌اند مجددا به او رای خواهند داد
دولت‌های مدرن، برای تحقق برنامه‌ها و اهداف خود ناگزیر از توجه به جامعه مدنی و ایجاد و حفظ بدنه اجتماعی برای خود هستند تا در سایه آن بتوانند راهبردهای کوتاه‌مدت و بلندمدت خود را دنبال کنند. موفقیت یا شکست هر دولتی، ارتباط معناداری با میزان رضایت و همراهی بدنه اجتماعی‌اش دارد. این همراهی زمانی بیشتر خودش را نشان می‌دهد که رقابت‌های سیاسی در میان جناح‌های مختلف تلاش برای حذف یا تضعیف یک دولت را در دستور کار قرار می‌دهد. دولت یازدهم نیز از این قضیه مستثنی نیست و در مسیر تحقق سیاست‌هایش به همراهی بدنه اجتماعی منتسب به خود نیازمند است. این مساله را که روحانی چقدر در این مسیر توفیق دارد که بتواند پایگاه اجتماعی‌اش را حفظ کند، در گفت‌وگو با صادق زیباکلام استاد علوم سیاسی دانشگاه تهران به بحث گذاشتیم. زیباکلام، معتقد است روحانی در این مدت ناچار بوده تا بیشترین توجه خود را معطوف به حل مشکلات اقتصادی کند و از این نظر بدنه اجتماعی او، این درک را دارد که تحقق نیافتن برخی مطالبات اجتماعی و سیاسی بیش از آنکه متوجه دولت باشد، معلول مقاومت دیگر دستگاه‌هایی است که دولت در آنها نقشی ندارد.
دولت‌ها چگونه می‌توانند از بدنه اجتماعی خودشان استفاده کنند؟
همراه کردن بدنه اجتماعی توسط دولت‌ها در مجموع به دو طریق صورت می‌گیرد؛ یکی راه و روش‌های پوپولیستی است که دولت‌ها سعی می‌کنند با برخی شعارهای آرمانی، توجه و حمایت اقشار و لایه‌های طرفدار را جلب کند.
راه و روش دوم این است که در حقیقت دولت به خواسته‌های سیاسی، اجتماعی و اقتصادی آنها توجه کند و سعی داشته باشد در جهت آن خواسته‌ها، گام بردارد و از این طریق بدنه اجتماعی را با خود همراه سازد.
البته ممکن است که همان راه اول در قالب مقولات دوم تجلی پیدا کند.
ببینید، برخی حکومت‌ها و برخی چهره‌های سیاسی سعی می‌کنند از راه و روش‌های پوپولیستی بهره ببرند تا طرفداران خود را حفظ کنند. البته به این معنی نیست که آنها تلاش نمی‌کنند تا برای خواسته‌هایشان کاری انجام ندهند، اتفاقا در راستای خواسته‌های آنها هم گام بر می‌دارند اما تاکیدشان بر این است که توده‌ها را از طریق شعار و سخنرانی‌های تهییج‌کننده و پیدا کردن هدف اجتماعی، سیاسی، به این باور برسانند که هدف اصلی از دولت ما، تلاش در جهت تحقق آن آرمان است.
در دولت یازدهم چطور؟ چقدر در حفظ بدنه اجتماعی موفق بوده است؟
بدنه اجتماعی آقای روحانی، عمدتا از اقشار و لایه‌های اصلاح‌طلب جامعه برآمده است. به این معنا که بخش قابل‌توجهی از آن ۱۹ میلیون که به روحانی رای دادند، اقشار و لایه‌های تحصیلکرده جامعه هستند، بنابراین نگه‌داشتن این اقشار و در واقع طبقه متوسط با راه و روش پوپولیستی همخوانی ندارد یعنی شاید تا مدتی بتوان اقشار تحصیلکرده را از طریق شعارهای پوپولیستی و ایجاد اهداف آرمان‌گرایانه همراهی کرد اما در بلندمدت این روش جواب نمی‌دهد. آقای روحانی به دنبال راه و روش پوپولیستی نیست. حتی اگر فرض بگیریم که دولت یازدهم می‌خواست رویکرد پوپولیستی داشته باشد، بدنه اجتماعی‌اش اجازه چنین فرآیندی را نمی‌دهد و از آن رویگردان می‌شود.
بنابراین راهکار دولت در راستای روش دوم یعنی تحقق مطالبات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی خواهد بود.
قطعا این گونه است. علاوه بر آنکه آقای روحانی خودش علاقه‌یی به راه و روش پوپولیستی ندارد، نکته دیگر این است که ایشان عملا در جهتی گام برمی‌دارد که بتواند طرفدارانش را در نتیجه اقداماتی حفظ کند که این اقدامات در مرحله نخست اقتصادی است و بعد به مباحث سیاسی و اجتماعی خواهد پرداخت.
بنابراین شما هم معتقدید که اولویت دولت در گام نخست مساله اقتصادی است؟
بله این گونه است و راه رسیدن به آن از رهگذر حل مساله هسته‌یی می‌گذرد و به همین دلیل است که دولت یازدهم تلاش زیادی در جهت مذاکرات هسته‌یی دارد.
همین مساله شاید پاشنه آشیل دولت باشد، برخی معتقدند که توجه بیش از اندازه دولت به مساله هسته‌یی و در واقع مساله اقتصاد در سطح کلان، باعث شده که مباحث اجتماعی و سیاسی مورد غفلت قرار بگیرد و بخشی از بدنه اجتماعی سرخورده شوند؟
مشکل اینجاست که آقای روحانی چاره دیگری نداشته است. من معتقدم اگر ایشان نتواند کشور را از باتلاق هسته‌یی نجات دهد، نمی‌توان آینده‌یی برای دولت یازدهم متصور شد. در واقع اگر مساله هسته‌یی حل نشود، در عرصه اقتصادی عملا نمی‌تواند گام چندانی برداشت و زمانی که در عرصه اقتصادی نتواند توفیقی داشته باشد به نظر من در زمینه سیاسی و اجتماعی هم خیلی نمی‌تواند به موفقیت برسد.
با توجه به عرصه سیاسی کشورمان در حال حاضر، فکر می‌کنید این بدنه اجتماعی در چه بزنگاهی می‌تواند در راستای حمایت از دولت ورود پیدا کند؟
به نظر من عمده‌ترین بزنگاهی که دولت می‌تواند روی بدنه اجتماعی‌اش حساب کند در انتخابات مجلس در سال آینده است. من معتقدم ائتلاف گسترده اصلاح‌طلبان و طرفداران دولت برای پیروزی آقای روحانی سرنوشت‌ساز خواهد بود بنابراین ما شاهد خواهیم بود که سال آینده آزمونی حسابی برای دولت یازدهم به وجود می‌آید.
آزمونی برای سنجش وزن بدنه اجتماعی؟
دقیقا.
اما برخی معتقدند که پیروزی دولت، پیروزی گفتمانی نبود بلکه صرفا یک پیروزی سیاسی بود که در نتیجه سیاست‌ورزی روحانی به دست آمد؟
من این مساله را قبول ندارم. پیروزی آقای روحانی در گام اول به دلیل حمایت قاطع رهبری اصلاح‌طلبان از ایشان بود. آقای هاشمی‌رفسنجانی و آقای خاتمی و بسیاری از چهره‌های سرشناس اصلاح‌طلب از ایشان حمایت کردند. مساله دیگر آن بود که سوءمدیریت اصولگرایان در هشت سال گذشته باعث شد که مردم به دنبال رویکرد جدیدی باشند؛ بنابراین این گونه نیست که آقای روحانی تصادفی رییس‌جمهور شده است.
منظور من این است که جریانات اجتماعی باعث پیروزی ایشان شدند. به عنوان مثال بسیاری از کسانی که به آقای روحانی رای دادند کسانی بودند که اصلا قصد شرکت در انتخابات نداشتند، اما در دو سه روز آخر به دلیل نوع رفتار با آقای رفسنجانی و برخی اصلاح‌طلبان چرخش تصمیم‌گیری داشتند و در عین حال حمایت چهره‌های سرشناس از آقای روحانی، همچنین کناره‌گیری غیرمستقیم آقای عارف به نفع روحانی باعث پیروزی شد.
شما گفتمان غالب در این دولت را چه می‌دانید؟
گفتمان غالب در این دولت، تحقق خواسته‌های سیاسی، اجتماعی و در واقع خواسته‌های مدنی است؛ اما برای رسیدن به خواسته‌های سیاسی و اجتماعی، ایشان لاجرم باید گام‌های بلندی را در زمینه اقتصادی بردارد.
در مقابل برخی مطالبات ارزشی هم در کنار مطالبات اقتصادی و سیاسی مطرح می‌شود، مواجهه دولت با این خواسته‌ها چگونه باید باشد؟
به نظر من در میان بدنه اجتماعی آقای روحانی مطالبات ارزشی جایگاهی ندارد. این مطالبات بیشتر ساخته‌ و پرداخته تبلیغات اصولگرا است.
با این حال این مطالبات زیاد مطرح می‌شود.
علتش این است که با وجود آنکه اصولگرایان، به ویژه طیف تندروی آنها در اقلیت هستند اما اکثر رسانه‌های اصلی کشور را در اختیار دارند، بنابراین خواسته‌های آنها، مثل تفکیک جنسیتی یا مساله حجاب و فرهنگ به گونه‌یی بازتاب می‌یابد که گویی خواسته اکثریت جامعه است، در حالی که این مسائل از سوی اقلیت
اصولگرا –?تاکید می‌کنم نه همه اصولگرایان بلکه تندروها- مطرح است.
در این یک سال، دولت یازدهم در مواجهه با بدنه اجتماعی‌اش چه خطاهایی داشت؟
نمی‌توان گفت که خطاهای فاحشی داشت.
اما شاید برخی انتظارات این بدنه برآورده نشده باشد؟
درست است که بسیاری از انتظارات سیاسی بدنه اجتماعی دولت یازدهم برآورده نشده است اما می‌توان تا حدودی گفت که آن بدنه اجتماعی می‌تواند درک کند که برآورده نشدن خواسته‌های سیاسی‌اش بیش از آنکه متوجه آقای روحانی باشد، سایر قوا هستند که به‌شدت در برابر تحقق آنها مقاومت می‌کنند.
فکر می‌کنید دولت در زمینه ارتباط با جامعه موفق بود؟ چه ساز و کاری برای آن در نظر گرفته است؟
به نظر من دولت از این نظر خیلی موفق نبوده است. چون آقای روحانی هنوز نتوانسته است، دیالوگی با مطبوعات مستقل، روزنامه‌ها و روزنامه‌نگاران اصلاح‌طلب برقرار کند.
در واقع شما رسانه‌ها را میانجی ارتباط با جامعه می‌دانید و دولت در این زمینه نتوانسته موفق باشد؟
بله، من مدلی از جامعه مدنی را در نظر می‌گیرم. دولت اگر بخواهد به طور مستقیم با جامعه ارتباط بگیرد، راه و روشی پوپولیستی است. در واقع دولت باید از طریق رسانه‌ها، احزاب و تشکل‌های سیاسی و نهادهای مردمی با جامعه ارتباط بگیرد که هنوز در این زمینه چندان موفق نبوده است.
با این رویکرد آیا توانسته است، اعتماد بدنه اجتماعی‌اش را جلب کند؟
من معتقدم اگر همین امروز انتخابات برگزار شود، تمام کسانی که به آقای روحانی رای دادند همچنان به ایشان رای می‌دهند.
کلیدواژه ها:

ثبت نظر »

۱) پایگاه خبری تحلیلی اعتدال فارس، نظراتی که حاوی توهین، هتاکی و افترا باشد را منتشر نخواهد کرد.
۲) از انتشار نظراتی که فاقد محتوا بوده و صرفا انعکاس واکنشهای احساسی باشد جلوگیری خواهد شد.
۳) لطفا جهت بوجود نیامدن مسائل حقوقی از نوشتن نام مسئولین و شخصیت ها تحت هر شرایطی خودداری نمائید.
۴) لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگلیش) خودداری نمایید.

کلیه حقوق محفوظ است، استفاده از مطالب با ذکر منبع بلامانع است
Copyright © 2013 Etedal. All rights reserved
طراحی و اجرا: ایده پردازان